Posted by: javed | April 6, 2008

تمدن بودا یی بامیان،میراث تمدن بزرگ

علی هوشمند

تمدن بودا یی بامیان،میراث تمدن بزرگ

وتا هنوز نا شناخته (اویغوری تبتی)است، نه پارسی ، یونانی، ویا هندی

فرستنده: انجنیر برات فرهید

اخیرا در سایت( نما) سایت رسمی نهضت مدنی افغانستان؛ مطلبی خواندم تحت عنوان از غبار تا غبار؛این مطلب را آقای خدا داد عالمی از یک روزنامه استرالیایی از انگلیسی به فارسی برگردان کرده اند.

در اين مقاله به قلم آقای (پل مک گوا)که در ضميمه هفتگی روزنامه (The Age)امده است که بت های باميان حدود ١٥٠٠سال قبل وبا استفاده از ترکيبی از فرهنگ پارس٬ يونان٬ وهند٬به وجود آمده!!!؟؟؟

اين جعل تاريخی است که جناحها وانگيزه های مختلفی باعث ايجاد آن شده وتماما با انگيزه های سياسی همراه است.

بت های باميان حدود ٢٥٠٠ سال قدامت تاريخی دارد وايجاد کننده آن هم نژادها واقوامی است که خاستگاه اويغوری؛ وتبتی؛ دارند وهيچ ارتباطی به يونان وپارس ويا کدام جای ديگر ندارد.

بنده خواستم برای یاد آوری ورفع سوء تفاهم ودر بعضی موارد سوءغرض بعضی نویسنده گان را کرده باشم واین چند سطر را برای آگاهی خواننده گان نوشتم. تا رفع این سوء تفاهم تاریخی شود واز هویت زدایی های آگاهانه بعضی عناصر مغرض جلوگیری گردد. این مطلب برای جامعه هزاره ومردم ما از آن جهت مهم است که ما بعد از حدود سه صد سال بی خبری از تاریخ خود واز خود بیگانگی هویتی وفرهنگی بدر آمده ایم ودر حال باز یافتن هویت بزرگ تاریخی خویش هستیم. ودر آغاز اين راه بايد با تمام توان به دفاع وحراست از اين هويت بپردازيم وبر اين از خود بيگانگی ها واز خود گريزی ها نقطه پايان بگذاريم وبر اين خود کم بينی ها فائق آييم واجازه ندهيم که اين تقلب تاريخی وجعل تا ريخ ادامه يابد.

تمدن بزرگ ودر سطح جهان شناخته شده بامیان میراث تمدنی اویغوری تبتی است که به دلایل مختلف هنوز هویت واقعی آن تا حدود زیادی نا شناخته مانده وکسانی ومجامعی کوشش دارند که نا شناخته بماند وچون از این کار جلوگیری کرده نمی توانند کوشش دارند تا این میراث بزرگ وتاریخی اجداد ما را به دیگران نسبت بدهند وبا تئوری های مضحک وخود ساخته کوشش دارند ساکنان اصلی این سرزمین ودر نتیجه وارثان اصلی این آثار را مهاجر وبیگانه معرفی کنند. وسالهاست که در این راستا مشغول توطئه ودسیسه چینی های مختلف تاریخی سیاسی و فرهنگی هستند. ولی امروز که به لطف تحولات جدید سیاسی مردم ما از یک خود آگاهی سیاسی فرهنگی وتاریخی برخوردار شده اندوظیفه یکایک قلم بدستان این جامعه است تا در مقابل این توطئه ها ایستادگی کنند و از به تاراج رفتن هویت وتاریخ پر افتخار ملت شان جلوگیری کنند.

مجسمه های بودای بامیان بعد از انفجار طالبان

من به عنوان یک فرد متعلق به این جامعه کوشش دارم تا این وظیفه را به اندازه قدرت انجام بدهم.

واز تمام هموطنان شریف خويش خواهش دارم که اگر در توان خود شان می بینند در اینراه قلم بدست بگیرند وبنویسند.این مطلب را به این خاطر یاد آوری کردم که متاسفانه بعضی ها کوشش دارند تا جامعه هزاره را به یک مذهب محدود کنند ودیگر اعضای این جامعه را که مذاهبی غیر از شیعه جعفری دارند ازبدنه اصلی این جامعه دور نگهدارند که این به هیچ وجهه به نفع ومصلحت جامعه هزاره نیست.

جامعه هزاره همچون همه اقوام وملت های دیگر یک هویت سرزمینی وقومی است که به هیچ مذهب خاصی محدود نمی شود. واین مسئله بر له ویا علیه هیچ مذهبی نیست؛چون هویت مذهبی افراد باعث این نمی شود که کسی از هویت سرزمینی ویا قومی خود صرف نظر کند بلکه همه افراد این جامعه صرف نظر از متعلق بودن به هر مذهبی ازامکان مساوی تعلق داشتن به این هویت واحد بهره مندهستند وهیچ کدام بر دیگری برتری ندارند واز حقوق مساوی برخوردار هستند.

در این جا به چند نکته مختصر تا ریخی اشاره می کنم که هویت واقعی ایجاد کنندگان تمدن کوشانی وتمدن بودایی بامیان را تا حدود زیادی اثبات می کند.

البیرونی: در کتاب فی تحقیق مال الهندچنین می نویسد؛( در کابل پاد شاهان ترک حکم میراندند که اصل ایشانرا از تبت گویند ونخستین شاه اینسلاله برهتگین بود.)

جواهر لعل نهرو: در کتاب تاریخ جهان چنین می نگارد (کوشانی ها اصلا مغول بودندویا با آنها اتحاد داشتند)

مرحوم محمد عیسی غرجستانی : در کتاب تاریخ نوین هزارجات (هزارستان) ضمن انتقاد از مرحوم غلام محمد غبار چنین می نویسد.(آقای غبار نا آگاهانه ملل نژاد مغول وترک را در رابطه با چنگیز خان کوبیده بدون آن که متوجه شود که این نژاد بنام تورانیان٬ وکوشانیهای کبیر٬ صاحب این کشور است)

البته شواهد تاریخی زیادی در این رابطه وجود دارد که نگارنده اصل را بر مختصر بودن این مقاله گذاشته ؛ بنا بر این فعلا به همین مقدار اکتفا میشود. امید است قلم بدستان دیگر جامعه هزاره ویا انسان های منصف از دیگر اقشار جامعه در این راستا قلم فرسایی کنند وروی مسائل روشنی بیاندازند.

در اين جا لازم است به يکی از خاطرات يک نفر که خود اين مطلب را از يکی از چهره های سرشناس سياسی کشور شنيده ٬اشاره يی داشته باشم.

حکايت چنين است٬ در اوايل سال های ۱٩٥۰ميلادی تعدادی از توريست های امريکايی به افغانستان آمده بودند وشاهد مسابقات بز کشی بودند. آنها می خواستند اين مسابقات را به امريکا ببرند ويا احتمالا از اين مسابقات کپی کنند وآنرا در امريکا رواج بدهند. ولی وقتی از مقامات رسمی افغانستان خواهش می نمايند تا چند تيم از بزکش ها وپهلوان ها به امريکا غرض اجرای اين مسابقات اعزام کنند٬ با مخالفت شديد مقامات آن وقت افغانستان مخصوصا محمد داود خان صدر اعظم وقت مواجه شدند.

يکی از نزديکان محمد داود وقتی از علت خود داری از اين کارمی پرسد ٬ داود خان اشاره می کند به چهره هايی که نبايد به دنيا معرفی ونمايانده شود.

چهره های ترکی مغولی با چشم های زيبای بادامی٬داود خان اشاره می کند که اگر اين چهره های به اصطلاح غير (آريايی) در حقيقت غير هندوستانی به امريکا برود دنيا آگاه می شود که در افغانستان مردمان ديگری نيز وجود دارند واين به نفع سياست های رسمی دولت نيست.

وبه اين خاطر از فرستادن تيم های بزکشی به آمريکا جلوگيری شد٬ چون تقريبا ۹۹٪پهلوانان بزکشی اوزبيک ها وترکمن ها ودر بعضی موارد هزاره ها بودند.

دوستان عزيز از اين خاطره فهميده می شود که در اين کشور بر عليه هويت های ديگر چه فعاليت های خائنانه يی وجود داشته وچه مفکوره های فاشيستی هيتلری بر مغز ودماغ سردمداران آنروز کشور حاکم بوده ٬ وحتی امروز نيز در بعضی کله های پراز نخوت فاشيست ها چنين مفکوره های هيتلری وجود دارد.

مجسمه های بودای بامیان توسط منفجر گردیدند

بنا بر اين بر ماست که به دفاع از هويت وتاريخ پر افتخار مردم خويش بر خيزيم.

يک جهــــان اعجاز دارد باميـــان

سينــــه پـــر راز دارد باميــــــان

در تمـــــدن پيشتـــــاز هندوچــــين

جـــاده ابريشــــم خــــاور زميــن

شهر غازی شهر بی باک است اين

شهر کاوه شهر ضحاک است ایــن

شهه مامه

گنجها در قلـــب اين ويرانه هاست

سنگ سنگش داعی افسانه هاست

شوکــــت امروزوفرداهم از اوست

رونق زردشت وبوداهم از اوست

دره فولادی اش خوش منظر است

يـــــــادگــــار کــاوه آهنگر است

باميـــــان گاهـــــواره زيبای شرق

نقطـــه وصل تمــــدن های شرق

شهرغازی شهر بی باک است اين

شهر کـاوه شهر ضحاک است اين

ازتمـــــــدن ديــــده صدها قافلــــه

شهــــر تاريخ است شهر غلغلــه

دره فولادی اش خوش منظر است

يـــــاد گـــار کــــاوه آهنگر است

اژدهايــــش بانــــــگ ها بيدار شد

عظمت پاينـــــــده اش تکرار شد

کان جدا افتـــــاده گان يکجا شويــد

نحر های منفــــرد دريـــا شويـــد

صلصال

نقل از سا یت اندیشهً نو/انجنیر برات فرهید


Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Categories

%d bloggers like this: