Posted by: javed | April 8, 2008

هزارستان سرزمین هزاره ها

هزارستان سرزمین هزاره ها

نو اندیش

یازدهم حمل ۱۳۷۸خورشیدی، در تاریخ مبارزات حق طلبانه جامعه هزاره یک روز فراموش ناشدنی و تاریخی است. در همین روز هزاران نفر در شهر کابل گرد هم آمدند و برعلیه نیت تجاوزمجدد کوچی ها به هزاره جات مارش عظیمی را براه انداختند. این راهپیمایی طولانی در واقع بار دیگر سطح بالای شعور سیاسی جامعه هزاره را به نمایش گذاشت. از دو سال بدینسو کوچی ها برای تداوم استبداد تاریخی اسلاف شان به هزاره جات حمله ور شده اند و علاوه بر غارت، چپاول و پایمال کردن زمین های مزروعی مردم بهسود، حدود هجده نفر را به قتل رسانیده و تعدادی زیادی را زخمی و هزاران خانواده را به آوارگی کشانیدند. اما متاسفانه در کابل به عنوان مرکز تصمیم گیری های سیاسی و ملی صدای مردم بی دفاع و خلع سلاح شده هزاره را نه تنها نشنیدند، بلکه با آگاهی تمام سعی کردند که این صدا را با حیله های مختلف ضعیف و ناشنوا بسازند. هادیان جامعه هزاره در رابطه به تجاوز مسلحانه سال گذشته کوچی ها سکوت کردند، وکلای جامعه هزاره معضل کوچی ها و تجاوز صریح آنها را به هزاره جات، نتوانستند که در پارلمان افغانستان به بحث بکشانند. وکلای هزاره اگر در موارد دیگری با هم اختلاف داشتند اما می توانستند که در این مورد مشخص همنظر عمل نمایند. اما با تاسف که در قضیه کوچی ها وکلای این جامعه ناکار آمدی شان رابه وضوح نشان دادند. سکوت پیرامون تجاوزطالبان کوچی نما به هزاره جات از سوی وکلای هزاره یک غفلت تاریخی است که نباید امسال این غفلت مجدداً تکرارشود. نکشانیدن این بحث به پارلمان افغانستان پرسش های بسیاری را در برابر این وکلا قرار می دهد که جبن و معامله گری از ساده ترین های آن می باشد.

پس از سی سال، تجاوز مجدد کوچی ها را به هزاره جات، باید در تسلسل استبداد تاریخی پس از عبد الرحمن مطالعه نمود. این تجاوز در واقع تبیینی از روح ساقط نشده “هزاره ستیزی” در افغانستان است. برخی ها تصور می کنند که ما هزاره ها به حق خود رسیده ایم. وزیر، وکیل و معاون رئیس جمهور داریم. دیگر در معرض قتل عام قرار نداریم. به طورعلنی کسی ما را بنام “هزاره” اهانت نمی کند و…، اما این طرز نگاه یک تصور باطل است. هزاره ستیزی با همان قوت خویش ادامه دارد، تنها شکل آن عوض شده است که در اینجا به چند نمونه آن اشاره می کنیم:

امروز مانند گذشته عمده ترین خدمات اجتماعی شهر های عمده افغانستان از جمله شهر کابل به عهده جامعه هزاره است. اما فقیرترین و نادار ترین مردم در همین شهر ها، هزاره ها اند. هزاره جات مکان بسیار امن و مطمئن ترین مناطق برای خارجی ها به شمار می رود و از کشت کوکنار خبری نیست. اما در این مکان امن از بازسازی خبری است؟ عدم باز سازی هزاره جات ریشه در تعمد آگاهانه ای دارد که از سوی هزاره ستیزان در دستگاه قدرت اعمال می گردد. شماری از ولسوالی های پرنفوس هزاره جات که واجد ولایت شدن را دارند، چرا به “ولایت” ارتقا نمی کنند؟ چرا از سهمگیری تیم های بازسازی و عمدتاً موسسات خارجی به هزاره جات جلوگیری می شود؟ چرا از کار اسفالت سرک کابل- هزاره جات که از چهل سال پیش طراحی شده بود، خبری نیست؟ چندین کشور از جمله کشور جاپان حاضر گردید که مجسمه های بودا را از نو احیا نمایند، چرا در این مورد سکوت اختیار گردیده است؟ با تمام وعده های پی هم از جمله رئیس جمهور، تا هنوز چرا ولایت بامیان، به ولایت درجه اول ارتقا نکرده است؟ آیا ترس از احیای عظمت تاریخی بامیان، ترس از احیای هویت جهانی هزاره ها نیست؟ دانشگاه بامیان به عنوان یگانه دانشگاه هزاره جات چرا از فقدان بودجه لازم رنج می برد؟ و اگرمساعدت مردم این مناطق نباشد، این دانشگاه در فردای همان روز سقوط نمی کند؟ وزارت تحصیلات عالی با آن بودجه سرشار خویش چرا دانشگاه بامیان را مساعدت نمی کند؟ ولسوالی جاغوری که از هر لحاظ  واجد ولایت شدن را دارد، چرا به ولایت ارتقا نمی کند؟ چرا کادر هزاره در بدنه دولت استخدام نمی شوند؟ این چگونه مشارکت ملی است که در وزارتخانه های کلیدی، کادر هزاره به ذره بین دیده نمی شود؟ و از همه اینها که بگذریم، آیا تجاوز مجدد کوچی ها ادامه همان استبداد تاریخی نیست که توسط امیر جابری بنام عبدالرحمن پایه گذاری شد؟ پس آز آن اسلاف این امیر با شیوه های مختلف سیاست “هزاره ستیزی” را به عنوان یک استراتژی در افغانستان دنبال کردند. نماد برجسته تداوم استبداد تاریخی نسبت به هزاره ها در افغاتستان، حضور کوچی ها در فصل گرما در هزاره جات بوده است. چون حاکمیت های استبدادی، در تمام مناطق جوامع محروم و از جمله هزاره جات، حاکمان هم تبار خود را می فرستادند. تا سال ۱۳۵۷ بطور قطع چه در دوران حکومت اعلای دایزنگی و چه پس آز آن، هزاره ها به یاد ندارند که حداقل در کل هزاره جات یک حاکم “دری زبان” آمده باشد. همه حاکمان در این مدت طولانی، پشتون تبار بودند. کوچی ها وقتی به هزاره جات هجوم می آوردند، همه با تفنگ های همان زمان مسلح بودند، در حالیکه در خانه های هزاره ها حتی یک “چاقوی تیز” اسلحه جارحه به شمار می رفت. اما کوچی تفنگ بدوش به دنبال شتران و گوسفندان خویش با تبختر راه می رفت و طبیعی است که چه هراسی بر دل مردم هزاره می افکند. کوچی ها متکی به سلاح و حمایت آشکار حکومت های محلی، زمین های مزروعی مردم هزاره ها را به محل چراگاه مواشی شان در می آوردند. جنگ های متعددی بین مردم محل و کوچی ها در می گرفت. اما از قبل روشن بود که هزاره ها به خاطر دفاع از سرزمین و زراعت شان چه بهای سنگینی را می پرداختند. مواردی متعددی وجود داشته که حتی مردم یک قریه به خاطر یک درگیری عادی با کوچی ها، از قریه شان آواره شده اند و تمام زمین و دارایی شان را حکومت وقت یا در قید ضبط خود درآورده و یا بخشی ازهمین زمین ها را برای کوچی ها با زور و عنف به قباله داده است. اگر کوچی ها ادعا دارند که ما زمین های “قباله شده” در هزاره جات داریم، کدام مرجعی این را اجازه می دهد که قباله های که با زور و جبر اجرا شده باشد، آن را قانونی و یا شرعی قلمداد نماید.

امسال کوچی ها از قبل به هزاره ها هوشدار داده اند که ما مجدداً به هزاره جات حمله ور می شویم. گرچه این مسئله تا حد زیادی قابل پیش بینی بود، چون بعد از تجاوز بی رحمانه کوچی ها در سال گذشته، سکوت رهبران، وکلا، روشنفکران و کم نویسی نویسندگان و فرهنگیان جامعه هزاره در این رابطه، برخی عناصردستگاه قدرت را که در این راستا فعال اند، تشویق کرد تا تحرکات سنجیده شده و معاملات پشت پرده را سازماندهی نمایند و از این طریق حضور کوچی ها را در هزاره جات مسجل سازند. ورنه اگر چنین نمی بود، کوچی ها به هیچ عنوانی جرات نمی کردند تا هوشداری از تجاوز مجدد شان به هزاره جات بدهند. اما این مردم بودند که با حضور خود جوش شان در آغاز امسال به صحنه آمدند تا  به همه بفهمانند که ما از سرزمین خود دفاع می کنیم. چون هزاره جات سرزمین هزاره ها است نه از کوچی ها. از سوی دیگر مردم هزاره، عدالت پروری حکومت آقای کرزی را در جلوگیری از تجاوز مجدد کوچی ها محک خواهند زد. اگر حکومت آقای کرزی آهنگ تجاوز مجدد کوچی ها را به هزاره جات مانع نشود، دیگر برای جامعه هزاره آشکار خواهد گردید که دموکراسی، عدالت، وحدت ملی، برابری حقوق ملیت ها در افغانستان فقط یک شعار بیش نخواهد بود که دستگاه قدرت برای بقای خویش از این شعار های رنگین بهره برداری می کنند، اما درعمل خود برضد همین شعار ها می ایستند.

از سوی دیگر مارش یازدهم حمل جامعه هزاره، به وزرا، وکلا، احزاب، روشنفکران و فرهنگیان جامعه هزاره، بهترین آموزه ای بود که دچار غفلت تاریخی نشوند با قلم و قدم شان از جامعه خود به دفاع برخیزند. این آموزه ها را بطور خلاصه فهرست می نماییم:

۱ برای جلوگیری از تجاوز کوچی ها به هزاره جات، پارلمان افغانستان به عنوان “خانه ملت” قضیه کوچی ها را باید به بحث بگذارند و برای حل دایمی اسکان کوچی ها در مناطق فرهنگی شان چون جنوب و شرق افغانستان، تدابیر عملی اتخاذ نمایند و در این مورد مقرره ای تقنینی را به تصویب برسانند. بدیهی است که برای کشانیدن این بحث در پارلمان وکلای جامعه هزاره متحد و همبسته باید عمل نمایند و تا وقتی که این بحث در دستور کار پارلمان قرار نگیرد از پا نایستند.

۲- نمایندگان که در روز مارش، قطعنامه مظاهره را به سازمان ملل متحد سپرده بودند، در پی نتیجه آن باشند، چون نمایندگی سازمان ملل متحد سه روز وقت خواسته بودند.

۳ – وزرای جامعه هزاره، قضیه آهنگ تجاوز مجدد کوچی ها را به بحث کابینه بکشانند، اگر کابینه تمایل به این بحث نداشت، بدون هراس آن را به رسانه ها افشا نمایند، ولو موقف وزارت خود را از دست بدهند، چون آنها از نام جامعه هزاره به کرسی وزارت رسیده اند.

۴- کوچی ها به شدت مسلح اند، جامعه هزاره در صورت تجاوز مجدد کوچی ها برای دفاع از سرزمین خویش تدابیر دقیق، اگاهانه، منطقی و سنجش گرانه ای را روی دست بگیرند و این تجهیز مسلحانه طالبان کوچی نما را به گوش جامعه بین المللی رسانیده و در رسانه ها فاش نمایند.

۵ – نویسنده گان و فرهنگیان جامعه هزاره، با قلم شان پیش زمینه های تاریخی تجاوز کوچی ها را درهزاره جات، بنویسند. در این رابطه شواهد بسیار مستند تاریخی وجود دارد که پرده از سیاست “هزاره ستیزی” در افغانستان بر می دارد. بستر سازی فرهنگی برای تعریف و تبیین این استبداد سیاه نسبت به هزاره ها یک دین تاریخی است که باید از سوی فرهنگیان جامعه هزاره در سطح ملی و بین المللی ادا گردد. این نوشته ها چه بهتر که به زبان های بین المللی ترجمه و انتشار یابند.

۶ – احزاب و جریان های سیاسی مربوط به جامعه هزاره، در صورت تجاوز مجدد کوچی ها به هزاره جات تظاهرات، تحصن و نافرمانی های مدنی را سازمان بدهند و با اعلامیه ها و سخنرانی های شان این تجاوز را به شدت محکوم نمایند.

۷- کمیسیون های که برای حل قضیه ای کوچی ها با هزاره ها، تشکیل می شود، افراد خبیر،خیّر، شجاع و صادقی که از آگاهمندی تاریخی نسبت به این معضل، برخوردار باشند، به حیث نماینده در این کمیسیون ها فرستاده شوند. از قرارگرفتن افراد معامله گر، سودجو، متملق و ضعیف النفس در این کمیسیون ها جداً جلوگیری شود.

آخر اینکه جامعه هزاره دچار دشواریهای اند که جوامع دیگر، بسیاری از این دشواری ها را عبور کرده اند. پس پرداختن به عامگرایی های بی اثر، یا به اصطلاح دیگر، در آوردن بازی های روشنفکرانه، زیر نام طی طریق در راستای اندیشه به اصطلاح فراقومی و غیره به جز از یک فیشن سیاسی دیگر چیزی نخواهد بود. چون در گذشته همه این “مسیر” ها در سیمای انترناسیونالیسم پرلتری و اخوت خواهی، آزمایش گردیده است. اما ماهیت تمام این حرکت ها در محور “مسئله ملی” چرخیده و در آینده هم خواهد چرخید. چون بدون حل مسئله ملی در افغانستان، نه در این کشور صلح می آید، نه ثبات، نه دموکراسی ونه عدالت.  افغانستان کشور قومیت ها است، فقط تامین حقوق عادلانه و مساویانه این قومیت ها بر اساس شعاع وجودی شان، راهی بسوی تامین وحدت ملی و سرانجام ایجاد یک دولت ملی در کشور خواهد بود. هر مسیری که این هدف را برآورده سازد، باید آن فرایند را طی نماییم. طبیعتاً حل مسئله ملی در افغانستان، در گام نخست شناسایی هویت پذیری قومیت های این کشور می باشد و احیای هویت این قومیت ها مستلزم کار و فعالیت سیاسی و فرهنگی در راستای تعریف، شناساندن تاریخ و فرهنگ همان قومیت میسر است و بس. یکی از تعریف ها بگونه ای مشخص، بیان تسلسل استبداد تاریخی تجاوز کوچی ها در هزاره جات است که آگاهان جامعه هزاره از شرح آن نباید ابا بورزند.

نقل از سایت وزین نما( نهضت مدنی افغانستان) گردید.

تاریخ نشر مطلب:دوشنبه 19 حمل 1387 خورشيدی برابر با 7 اپريل 2008  ميلادی/ آلمان

نقل ازسایت کاتب هزاره پدر تاریخ افغانستان


Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Categories

%d bloggers like this: