Posted by: javed | July 30, 2008

… مسأله کوچی های افغانستان

اکادمیسین دستگیر پنجشیری

پشتون و بلوچ و خلق ترکمان وطن

تاجیک وهزاره گان  جوشان   وطن

شادم   که   برویش نو  آغا ز  کند

غمها  برود  از  د ل  ودامان  وطن

” فروغ هستی”

مسأله کوچنده گان افغانستان

و راههـــای حــل عادلانهء آن

يکی از دست اوردهای عمدهء دههء دموکراسی (      1343 )   وضع وتصويب قانون اساسی وقانون  تقسيمات ملکی و تشکيلات اد اری جديد افغانستان بود . به اساس اين قانون، به تقسيمات ملکی وتشکيلات اداری  دوران استبداد استعماری کشور ، تجديد نظر خام ونیم بند  صورت گرفت . و افغانستان به 28 ولايت و دو لوی ولسوالی (حکمرانی ) تقسيم شد .

این حقيقت روشن  را هيچ وجدان بيداری ، انکار نه ميتواند  که درمناطق مرکزی و  در    ” قلب افغانستان”  بطور کلی هزاره گان طی قرون متمادی کار ، زنده گی و مبارزه ميکرده اند .  مردم زحمتکش این مناطق همه بزبان دری ولهجه ء ويژهء خود مکالمه و گفتگو ميکنند. فرهنگ سنن راه ورسمها و اساطير و ادبيات هنر ومذهب ويژه ء خودر ا دارند. مردمان زحمتکش  وکار دوست هزاره پِيرو دين اسلام اند. از سرد مهری روزگار وتکفیر  سلاطین جبار،شاهان ،اميران ،استبداد استعماری ،دستگاه دولت ، طفيليان گونه گون وادارهء فساد پرور محلی و قهر طبيعت رنجهای بيکران کشيده اند.                                                     

 به قول سردار محمدرحیم  خان متخلص به شیون ،در دوران سلطنت محمد نادر شاه تعدادی از سر براورده گان قوم هزار ه از جمله : جنرال غلام نبی خان ، فتح محمد خان فرقه مشر جنرال محراب علی خان ویکی از جنرالان دیگر قوم هزاره را که او نیز غلام نبی نام داشته است به بهانه ء وفاداری  وهمکاری  به شاه امان ا له  دستگیر.وبدون هیچ گناه ومحاکمه قانونی  به  زندانهای استبداد استعماری افتاده بوده اند .    در دهه ء  دموکراسی باز هم هزاره گان کشور به گونه ء دوران استبداد سياه امير عبد الرحمان ومحمد نادرشاه  با سرد مهری سياسی مقابل شدند .  گروه قومی ومذهبی هزاره گان بلند آشيان ميهن، شور بختانه به ولايت باميان و چندين ولسوالی در تشکيلات ولايات ميدان وردک غزنی ،زابل ،قندهار ،اروزگان  غور بادغیس،  جوزجان بلخ   ، سمنگان ، بغلان وپروان و.و .  پیوسته و پراگنده شدند. به این نیرنگ  در برابر رشد اقتصادی اجتماعی آگاهی ملی ومطالبات دادخواهانه ء ملی ومذهبی فرزندان  قوم ستمديده ء هزاره سنگ اندازی آشکارو سيطره جويانه صورت گرفت .

اين جانب با درک اين نيرنگ ضدملی –  ضد دموکراتيک وبیروکراتیک محافل  حاکمه ، چهل وچهار  سال پيش ( 1343 خورشیدی ) ،صدای اعتراض  عادلانهء مردم زحمتکش هزاره را با نشر یک مقاله  در روز نامه ءملی انیس بلند کرد . در آن مقاله نوشته بودم  که: با تقسیمات ملکی و تشکيلات واحدهای اد اری مناطق هزاره نشین برخورد بیروکراتیک وغیر عادلانه صورت گرفته است . اين تقسيمات  ،بدون توجه به تعداد نفوس ،گذرگاه های دشوار گذار  دريا ها   راه ها وو يژه گيهای اجتماعی ،اقتصادی ،اقليمی ، نيازهای مبرم توده ها ،  درشهر کابل روی نقشهء جغرافیای طبيعی خط کشی شده است.آن تقسيمات ملکی و اد اری بدون ترس از اشتباه برضد  رشد خود آگاهی ملی و اجتماعی خلق هزاره  و برای دوام سياست برده سازی سياسی قوم آزاد ی د  وست وستمديده ء هزاره وتسريع  فرایند (پروسهء )  هويت باخته گی قومی هزاره گان کاملا آگاهانه مطرح شده بود .ان  مقا له از سوی روشنفکران و دوستان هزاره ام ازجمله زنده یاد  حصاری ، زنده نام حسین نایل ،شاد روان اسماعیل مبلغ وديگران  با سپاس فراوان استقبال شد . حکومت همان وقت هيأت ها یی را برای ارزيابی احوال زار مردمان عقب نگهداشته شدهء هزاره به  مناطق مرکزی افغانستان فرستادند. دستگاههای تبليغاتی يکسر  وچندين زبان  دولت ،     اخبارتبليغاتی  پر طمطراق هياتهای بلند پايه را  نشر ميکرد و به مردم رنحدیده و سخت تر از سنگ هزاره ء وطن ” وعده های سر خرمن ”  داده ميشد.  ولی پس از استعفای دکتر یوسف  صدراعظم  وبرکنار ی  محمد هاشم مینوندوال  با هزاران دریغ که هیچ گام مثبتی بسود دگر گونیهای اساسی زنده گی اين مردم زحمتکش برداشته نشد.

 اگرکه در همان سالها ی نخستین ”  دموکراسی  تاجدار ” اسماعیل  آغای  بلخی  ودکتر  بر اتعلی تاج  علی گوهر غوربندی ودیگر شخصیتهای علمی  وسیاسی  برجسته مردم هزارستان  پس از حبسهای طولانی  آزاد گردیدند و لی  به  بهانه های گونه گون ازجهان وازدیدن زشتیها وپلشتیهای نظام حاکم ، چشم پوشید ند  ودر  یاد ها ودلهای بیدار مردم  افغانستان جاودانه شدند  .                                                                              به هرحال  زنده گی وتجربه زمان نشان داد که علی رغم اين قربانیهای بزرگ مردم هزارستان ( غرجستان )  حکومتهای دههء دموکراسی يک گام مثبت و ترقی آفرين به منظور بهبود زنده گی اقتصادی  اجتماعی  فرهنگی وتأمين حقوق و آزاديهای دموکراتیک مردم استبداد کوفته ء هزاره بلند نکرد . بازهم  ” همان آش بود وهمان کاسه “، همان طبيعت قهار بود وهمان مردم سخت کوش هزاره،  همان  “دروش  ”  (  درفش  سوزن بزرگ ) بود   وهمان مشت آهنين و بازوهای پولادین  خلق رزمنده   و کار دوست  “قلب پر تپش افغانستان”.

از ان زمان تا کنون چهل وچهار  سال ميگذرد . طی اين مدت اوضاع سياسی افغانستان منطقه و جهان و تناسب قوای جهانی به آهنگ پرشتابی تحول و چرخش تند کرده است. نفوس شهرهای بزرگ کشور ما افزایش یافته است، مهاجرتها ی اجباری  مردم در شهر کابل ،  ولایات  وکشورهای ايران ،پاکستان ،هندوستان و کشورهای نو استقلا ل آسيای ميانه اروپا و همه قاره های سياره ء ما،  صورت گرفته است . پروسه ء قشر بندی جامعه آهنگ نو گرفته  شناخت و آگاهی گروههای قومی نيز ازين چرخشهای  تند جهان و افغانستان  ، گسترده تر  وژرف تر گردیده است.

 نسل نوین و فرهیخته ء مردم هزاره  در جریان این تند پیجهای تاریخی و کشمکش های خونین ، شیوه های گونه گون  مبارزه،    

– جنگهای ميان گروهی،ضرورت اتفاق وحدت،” هماهنگی “،     

– موقف ” نه صلح ونه جنگ “،جنگهای قبيله يی  قومی مذهبی  ،           

–  مقاومت  ضد ” شوروی ”  ضد تجاوز طالبان  تنظیمهای بنیادگرا ، القاعده ،ترورزم بین المللی و  ضد تجاوز  نظامی پاکستان  وهچنان پيروزیهای گذرا شکست های تلخ و قربانيهای دردناکی را تجربه کرده، از درون سیلاب خون و آتش سربلند بیرون شده اند،  هنر رهبری جنبش، جامعه ،اداره سياست فرهنگ و در درجه ء نخست ، دانش و هنر آ فرينش ارزشهای  فرهنگی معنوی وپاسدار ی فرهنگهای مادی ومعنوی باستانی وتاریخی  مردم ميهن وجهان  را بيش از هر زمان وهر قوم  دیگرکشور  آموخته اند.

   د رنتیجه ء اینهمه  عرقریزیهای  بی  نظير  اينک ، گام به گام راه خودرا  تا سطح اشتراک فعال در بازسازی نوسازی و  رهبری عاليترين مقامات دولتی  حکومت مرکزی ورهبری احزاب سیاسی قومی –مذهبی  کشور هموارکرد ه اند . و لی این مارگزیده گان تاریخ به کندی  ومحتاطانه در راه دفاع  از  حقوق و آزادیهای دموکراتیک  وقانونی خود  گام می نهند  وهنوز هم زنجیرهای امیران وشاهان  وطنابهای دوران استبداد استعماری قرنهای  19و20 بر شانه های این قوم زحمتکش سنگینی میکند .

      بهر حال درنتيجه ء همين  مبارزات پيگير صلح آمیز  فرهنگی اجتماعی ملی و سياسی و گهگاه  مسلحانه   ،مردم زحمتکش هزاره  ، ولایات ” بامیان ”  و   “دای کندی ”  دردوران حکومت  جمهوری اسلامی  حامد کرزی تشکیل گرديد.   محترمه خانم  ح . سرابی به حيث والی باميان تعيين شد  ند . به باورم تعيين يک زن فرهيخته ءهزاره ، در مقام  ولايت باميان ، دست آورد درخشان مبارزات مشترک ومقاومت عادلانه ء مردم آزادهءافغانستان در راه برابری حقوقی زنان با مردان و  د ر درجهء اول نشانهء  رشد خود آگاهی ملی واجتماعی مردم سخت کوش و با استعداد هزاره . درين برههء( قسمتی از زمان) تاريخ میباشد . 

خلاصه مردم آز اد ي دوست افغانستان ازجمله هزاره گان وطن برای نيل به تأمين حاکميت ملی و استقرار دولت ملی و دموکراتيک ،قربانيهای فراوان داده اند . ولی  به علل تجاوز مستقيم استعمار کهنه،استبداد استعماری وميراثخواران محلی و منطقه استعمارکهن  و حضور ونفوذ پیچ ومهره های ابر قدرتها هنوز هم گريبان خودرا ازچنگا ل  بنيادگرايان، طالبان ظلمت وسلطنت طلبان رها نتوانسته اند وشوربختانه کشمکشهای سياسی و معاملات پشت پرده ، برای کسب وحفظ قدرت سياسی به همان شيو ه های منسوخ سد ه های 19 و20 ولی  به اشکال پيچيده تر وبا پیچ ومهره های زرنگ تروبه وسيلهء “دزدان با چراغ”  وابسته به میراثخواران  بریتانیای کبیر  جريان دارد.

طرحها  وپیشنهادهای مشخص

 ريیس  د ولت اسلامی  افغانستان  ودیگر امریکاییان  افغان تبار این دولت   با شناخت ژرف اين ميراثهای آزادی کش و نفاق افگنانه ء دوران استعمار و استبداد استعماری قبيله سالاری و زمينداری- اربا بی ، بر مبنای ارزشهای دموکراتیک قانون اساسی، اصول آزمون شدهء دموکراسی  ارزشهای اعلامیهء حقوق بشر وحق تعیین سرنوشت ملل ومردمان  ميتوانند و بايد با پشتیبانی بیدریغ  جامعه ء جهانی   بدون ترس ولرز ومحافظه کاری  درين راه هموار وروشن  ملی گامهای مشخص  “شفاف ” و” زبر دست ” تاريخی  بردارند. ازجمله:                                                                    

  – در زمينه ء تقسيمات ملکی و تشکيلات اداری دوران ” قبیله سالاری ” و “زمينداری -اربابی ” مناطق هزاره نشين “قلب افغانستان ” با در نظرداشتن  ویژه گیهای نفوس  ،  فرهنگ  ز بان ، دين مذهب ، ساحه درجه ء رشد ، شرايط اقليمی جغرافیایی معادن غنی آهن  وزغال  سنگ  و ديگر معيارهای علمی  وتاريخی تجد يد نظر اساسی  نمايند.

      – به اساس يک فرمان تقنينی و لا یت  تاریخی بامیان را  به ايالت باميان ارتقاء بخشند.

– به رييس شورا ی ايالتی باميان در چهار چوب افغانستان واحد و ادارهء متمرکز صلاحيت  اداری  ( خارج رتبه ) را منظور به فرمايند . 

 –  ولایات  هزاره نشين  مناطق مرکزی را با تشکيلات اداری آنها به ايا لت باميان مربوط کنند تا درنخستين انتخابات شوراي ملی  ،ايالتی ،ولايتی  ولسوالی  وشهرداریها (شارواليها ) نماينده گان منتخب مردم بدون هرگونه قيود بيروکراتيک و تنگ نظری زبانی ومذهبی  ونژادی انتخاب  شوند  ودر اورگانهای  محلی قدرت  محلی وایالتی  راه يابند.

– امتيازات غیر قانونی و ناروای قومی محلی مذهبی و فرمانهای خصومت آفرين  اميران دوران سيطرهء استعمار بريتانيای کبير را بسود تقويت احساس دوستی برادرانه ء هزاره گان  وکوچنده گان  سرگردان  افغان منسوخ  و  ملغا کنند. و درنتيجه اينهمه احکام قانونی ملی ومردمی سر انجام  به ا ختلافات قومی وقبیله یی غیر عادلانه و  میراث ريشه دار دوران استعمار بریتانیای کبیر میان  هزاره گان بومی  و کوچنده گان  این سوی دیورند  به استناد  فرمانهای شاه امان لله وارزشهای اعلامیهء حقوق بشر واحکام قانون اساسی پایان   بخشند .

–  باور تزلزل نا پذیر دارم که شورای ملی منتخب افغانستان نیز اين فرمانهای تقنينی را از دل وجان تاييد و تصويب ميکنند . با چنين کارنامه درخشان ملی  ایالت بامیان بار دیگر عظمت پر درخشش خودرا باز می یابد . شهر پر از شگفتی و موزیم زنده ،  برای پیروان دین بودایی و جهانگردان  میشود.

– بند امیر به همت سرمایه داران و مردم هوشمند ودور اندیش هزاره  و دیگر نهاد های ملی و بین المللی میتواند  وباید   به یکی از  گوشه ءهای دیدنی  وبهشت برین  وطن    مبدل شود .  

  – بر فراز” خاک و خاکستر”  شهکارهای تاریخی وفرهنگی بامیان وجهان بازهم میتواند  باید شهکارهای نوین و پر از شگفتی فرهنگی برای نسلهای آینده ء افغانستان نوین و جامعه جهانی  قد و قامت بر افرازد.

 هرچند بزرگ راه بین المللی کابل –بامیان   -هرات  در مرحله  سا ختمان  میباشد  ولی تا جاییکه بیاد دارم  سی سال پیش   ( 1978 –  1979  م )کشور دوست هند وستان   داوطلب احداث راه اسفلت بامیان – غوربند کاپیسا – بند نغلو- گردیده بود. گامهای مقدماتی نیز به منظور برداشته شده بود . هرگاه خانم سرابی والی بامیان ووزارت فواید عامه  از مجاری دیپلوماتیک و  و زارت امور خارجه با حکومت هند تماس بگیرند . شاید بار دیگر در شرایط نو ، جاده  نغلو – کاپیسا –غوربند -بامیان را  اسفلت  و  زمينه ء سیرو  سفر  زيران  و تاجران هندوستان  و دیگر پیروان د ین بودایی   وگردشگران     جنوب شرق آسیا را  با چنين مساعدتی فراهم کنند. ا ینگونه فعالیتهای نو سازی  با اهداف استرا تیژیک امر یکا ییان افغا ن تبار کابینه ء و پا لیسی خارجی رییس جمهورحامد  کرزی سازگاری  دارد .

 باید این وسوسه های شیطانی ونگرانيهای کوته نظرانه نیز رفع شود  که هزاره گان مناطق  مرکزی افغانستان، در جریان زنده گی  کار ونبرد قومی واجتماعی دشوار خویش همواره  از   زبان دین مذهب سنن  راه ورسمها هنرها ،اساطیر و به یک سخن از فرهنگ معنوی ومادی واستقلال میهن ،  تا قربانی آخرین قطره  خون”  بابه علی مزاری”  ودیگر فرزندان  آزا دی دوست خویش دفاع و  پاسداری کرده اند . این مردم همانگونه که آقای سید عسکر موسوی هزاره شناس فرهیخته و محترم  عبدلاحد  ترکمنی  پژوهشگر درد آشنای هزاره گان توصیف کرده اند در” قلب افغانستان”  جای دارند . با هیچ کشور همسا يه ما هم مرز نه ميباشند . خطر جدایی وتجزیه  این  منطقه بطور قطع احساس نه ميشود .   این قوم  بدون  ترس از  اشتبا ه تاهزاران سال دیگر به برکت معادن آهن وکار خلاق وآفریننده  خویش به حیث میخ ثبات افغانستان وآسیا  نقش محوری   خودرا  باسربلندی  و کار وزحمت پر  افتخار خویش میتوانند  وباید   ایفا کنند   .

   – مسأله  زبان و آزادی مذهب وباورهای دينی مردم هزاره ء افغانستان قبلا در” قانون اساسی افغانستان” برای نخستین بار درتاریخ  باز تاب يافته وفرمانهای  آزادی کش  امیر ان  بیدادگر افغا ن براساس ارزشهای قانون اساسی منسوخ شده است. البته همانگونه که  توده ها ميگويند به  “حلوا گفتن دهن شرین نه میشود “برای گسترش زبان و ادبیات و گرد آوری فلکلور و ادبیات شفاهی و پا سداری فرهنگ مادی ومعنوی غرجستانیان باید کار شناسان جوان  پرورش یابد. دانشگاه بامیان با جلب وجذب استادان شایسته به پرورش کارآگاهان  رشته های مختلف علوم و تکنالوژی معاصر آغاز کند. به نیازهای مبرم مردم هزاره و تمامی گروههای قومی جامعه مستعد به تکامل ما پا سخ لازم بگوید. کاوه های زمان نو، و ادامه  دهنده گان  سنن  پسندیده  آهنگران  وچکش کوبان  اهورایی در آیندهء  تربيت شود  ودر نهايت ، در استخراج “معدن آهن حاجی گک” وبنای فابريکه ء ذوب آهن غرجستان، در بازسازی و نوسازی افغانستان نوين و پايه گذاری  بنای عظیم وبا شکوه دوستی و همبسته گی ملی  وجوشش خلل ناپذیر سرنوشت مردم ميهن در یک دولت ملی دموکراتيک  میتوانند وباید نقش فعال و آگاهانه ء خودرا ایفا نمایند.

– این حقایق نیز لازم به یاد آوری است که:  ثروتهای روی زمین ،زیر زمین  وفضای نیلگون این سرزمین سوخته به مردم افغانستان تعلق میگیرد . معادن آهن و زغال مناطق مرکزی، لعل و لاجورد  بد خشان، مس عينک  لوگر ،جنگلهای انبوه پکتيا ،گاز ونفت کرانه های آمو و زمرد ولایت پنجشير ، درياهای مست وخروشان  وطن همه وهمه ثروتهای سرشارطبیعی تمامی گروههای قومی واقليتهای ملی ومذهبی افغانستان است . مردم میهن طبق قانون اساسی دار ای حقوق و امتیاز مساوی وطنداری وهموطنی اند ودر هرگوشهء افغانستان حق کار مبارزه سیاسی اجتماعی فرهنگی و زنده گی آزاد و بدون هیچگونه تبعیض میداشته باشند .دانشگاهها  مکا تب عا لی تخنیکی مسلکی مراکز پژوهشی ، نهادهای فرهنگی همه متعلق به مردم کشورمیباشد.                                                      

 اردوی منظم ملی پوليس و نيروهای امنيتی ،شورای ملی قوه ء قضاييه ء غیر تنظيمی غير حزبی ومستقل ،دادستان کل  شوراهای ايا لتی  وشورای وزیران  افغانستان  از استقلال ملی امنيت داخلی وخارجی وحاکميت ملی و تمامیت ارضی  وازمنافع تمامی مردم  وگروههای قومی ومذهبی افغا نستان مستقل  م طبق قوانین  دولت فدرال پشتیبانی خواهندکرد  .

– این نهادها به تمامی تحت  رهبری رییس جمهور منتخب افغانستان و ظايف ملی وبین المللی خود را بر اساس ارزشهای دمو کراتيک قانون اساسی وديگر قوانين مملکتی انجام خوا هند داد . خلاف طرز تفکر تمرکزطلبان دوران قبیله سالاری- فیودالی وسیطره جویان   دوران سلطنت های مطلقه  ، ادارهء فدرالی ، معنای تجزيه کشور، جدايی ملی وگریز از مرکز وگريز از ارزشهای دموکراتیک  قانون اساسی ،  گردنکشی وعصیان از اداره ء جمهوری  دمو کراتیک ، متمرکز وطن   وا حد وتجزیه ناپذیر  افغانستان را  ندارد .

– ادارهء فدرالی هم در جمهوری رياستی نظير امريکا وهم در جمهوری  پار لمانی هند بزرگ و هم درکشورهای اروپایی  دست آوردهای اقتصادی اجتماعی و فرهنگی چشمگيری داشته است. ود رین نظامها زمینه اشتراک  شهروندان  ازطریق  انتخابات مخفی  آزاد  عادلانه  ودموکراتیک  مستقیم وعمومی ،احزاب سیاسی وسا زمانهای مدنی واجتماعی  بدرجات متفاتی تأمین شده است.

جمهوریهای اسلامی  تک قومی  کنونی   دوران حل وعقد  وامارت  طالبان هیچیکی جز جنگ  فساد رهزنی راهگیری دستبرد  به دارایی مردم  شکنجه وعذاب  و ” آرا مش !”  گورستانها ی  آزادی  زنان  ومردان  دربند  وزنجیر وتحقیر شده  کشور بادریغ ودرد  دستاوردی دیگری نداشته است.  سازش با این اوضاع آزادی کش  جز سازش  با اوضاع آشفته ء اجتماعی  سیاسی فرهنگی  واقتصادی  جامعه پرتب وتاب کنونی ومرگ استعدادهای ملیونهای دختر وپسر کودک نوجوان  وجوان وملیونها  بیمارروانی معتاد معیوب وبیکار  جامعه مستعد  به تکامل ما  هیچگونه  توجیهه منطقی وواصولی دیگری  ندارد .

 در روشنی  این تجارب زنده تاريخی ، اکنون  بهترين شرایط  فراهم است تا همزمان با سر شماری نفوس و تعیین حدود ولسوالی های منا طق هزاره نشین (غرجستان ) ،مرزهای ( حدود) حد اقل چهار  ولایت دیگر این منطقه نیز  تعیین شود  تا د ر آینده، موازی به انتخابات برای وکا لت ولسی جرگه  ، سنا ، نماینده گان شورای های محلی ولايتی ، ا يالتی شهرداریها ی (شاروالی)  ایالت  باميان نيز انتخاب گردد.  و با چنین تدابيرجسورانهء ملی- دموکراتيک و قانونی ، اداره ء فدرالی برای نخستین بار  در” قلب پر تپش افغانستان وآسیا”   آزمایش و تجربه شود و آنگاه  این شيوهء اداره ،  گام به گام در ننگرهار بزرگ  درپکتیا ی کلان   درکندهار کلان  درهرات کلان  در بلخ  کلان درقطغن وبد خشان ودرپروان کلان ودر  سرا سر افغانستان  مورد تطبیق قرار گیرد. و قیود  دست وپا گير و بیرو کراتيک تمرکز های قرون وسطایی  به حد اقل کاهش يابد راه سرنوشت مردمان ستمديدهء وطن نيز روشن شود  وهدفهای   تساوی حقوق اجتماعی و  ملی مردم افغانستان سرا نجام  شکل ومحتوای  دموکراتيک  ملی و انسانی کسب کند.

– همه وطنداران  (شهروندان) خلع سلاح شوند .

– به همه وطنداران ” شناخت  کارت يا شناسنامهء   بجای (به عوض )”تذکره ء تابعیت ”  توزیع شود.

– ” تابعیت ” اصطلاح دوران برده گی قبیله یی و زمینداری اربابی میباشد . مفهوم اطاعت مطلق، برده گی  مزدوری رعیت بودن  و پیروی غیر آگا هانه وکورکورانه  دارد . ” رعیت ”  و اژه ء عربی است.  مردم فرمانبردار ، جمعی کشاورز که دریک ملک وتحت فرمان يکنفر ما لک  با شند    ”  فرهنگ ع”

 –  ولی ” شناسنامهء شهروندی ”   از بار معنوی  وامتیاز آزادی برابری حقوق  ومشارکت درقدرت سیاسی و ثروتهای ملی مشترک مردم کشور سرشار است . به هر وطندار حقوق و امتیاز یک هموطن را بدون هیچگونه تنگ نظری و تبعيض شهری وروستا یی قومی ونژادی  مذهبی وشغل وپیشه سخاوتمندانه  می بخشد .

 آرزومندم که مقامات قا نون گذاری بویژه حقوقدا نان و قانون شناسان ودانشمندان  مذاهب گونه گون اسلامی و پیروان ادیان دیگر  درین زمینه با دور اندیشی فکر کنند و مردم افغانستان را مقدم برهمه  ازنام واصطلا حات کهن  ضد انسانی ” رعايای وفا شعار” تابعيت کور کورانه  ازسلاطین  “واجب الاحترام وغیر مسوءول ”  و میراثخواران استعارکهن برای هميشه رهایی و نجات بخشند     وراه گذار از مرحله ء قبیله یی  ارباب- رعیتی به مقام پرافتخار و وا لای انسان آزاد  (شهروندی ) را روشن و هموار کنند.  در روشنی تجارب آزمون شدهء بیش از چهل کشور روی زمین و  به اساس ارزشهای جهانی اعلامیه حقوق بشر و احکام قانون اساسی افغانستان وتصویب دموکراتیک شورای ملی و لويه جرگه  (   مجلس بزرگ ملی   )  ا ین اسم ورسمهای عالی انسانی  زند ه گی ملل و مردمان جهان را در شرایط ويژهء افغانستان ، محتوای نوين دمو کراتيک و مضمون غنی اجتماعی وملی   بخشند .

  – ودر نهایت برای انجام دقیق و بی خطای این اهداف ملی،باید زمینه ء  لازم سرشماری  نفو س افغانستان را تحت نظر و به همکاری سازمان ملل متحد ملل بدون تقلب وتزویر وبا شفافیت کامل وبدون افزايش وکاهش در اعداد  نفوس مناطق و اقوام  برادر کشور ما مساعد  نما یند. و دستکاری در اوراق سرشماری   نفوس را از سوی هر مقامیکه صورت گیرد  افشا ء گری کنند  تا جعلکاران تاریخ  از سوی مقا ما ت حراست حقوق  مردم تعقیب عدلی  مجازات سنگین  ورسوا ودر”هردوجهان”  سیاه روشوند.

   تا جاییکه  دریک جلسه ء رأ ی پرسی  قانون اساسی دوران دکتر نجیب لله  ازسوی   آقای عبدالوهاب  فنایی  مدیر عمومی احصاییه ء مرکزی در تالار لیسه ء استقلال افشاء گری شد،   نفوس  تمام  کوچنده گان افغانستان  درسال 1357 فقط   750.000بود  ولی  عدد  دوملیون را  حفیظ الله امین  به قلم خویش بران افزوده بوده است.  قشری از ین  کوچنده گان افغانستان درحال حاضر دارای ترانسپورتهای موتری بنگله ها  تجارتخانه ها دردوسوی مرز دیورند  ودر کشورهای امارات عر بی اند   هزاران جریب زمین سلطانی  سرایهای تجارتی وکاخهای  باشکوه اشرافیت  کهن را درننگرهار  وزیر اکبرخان شهرنو کارته  ء پروان  پغمان قرغه وچهاردهی بیک سخن درشهر وولایت کابل  مزار هرات قندهار لوگر و درکوهدامان پروان ودیگرشهرهای افغانستان به خود گویا   شرعا قباله   کرده اند.  شماری  ازین  زمینداران و صاحبان  ثروتهای باد آورده  خلاف  ارزشهای قانون اساسی وقانون  انتخابات  بنام کوچنده گان  افغانستان یا تقلب وتزویر به شیوه  ء انتصابی یا انتخابی وارد تالار پارلمان شده اند.   جای شگفتی  واندوه  این است که این  وکیلان مالیه گریز  بی  تذکره  یا با تذکره  های  ساخت  جعلکاران بازار قصه خو انی پاکستان  گستاخانه حکم  بی وطنی را به  وکیلان  اقوام آریایی و خراسانیا  نی   صادرمیکنند که  ازهزاران سال  به این سو دربلخ  هرات کندهار بست  غزنه کاپیسا  وبگرام  وزابل  وسیستان  تخار  بامیان پنجشیر   ودرشهر کابل  زنده گی شهری کسب و پیشه داشته اند.   درمراکز  صنعتی کارزنده گی ومبارزه میکرده اند   ودر روستاها به تولید زراعتی  وغرس نها لهای پرمیوه   وتاک وتاکستان ومالداری وپرورش گوسفند قره قل و با فت وصدور قالی  مشغول بوده مالیه میپرداخته  اند  و   خون آنان دربانکها  ی دوران سلطنت محمد ظاهر شاه  و دهها بانک نوبنیاد  کنونی  درگردش است. 

نتیجه  در روشنی این واقعیتهای تلخ  تاریخی ملی و جهانی  اکنون آن زمان مساعد  فرا رسيده است که  در راه تأمین  مطالبات برحق  دادخواهانه و آرزوهای   سر کوفتهء   اقوام هزاره  ازبک ترکمن گجر  و ديگر اقليتهای ملی، مذهبی بويژه در راه  اسکان کوچنده گان این سوی  دیورند  (نه سرمایه داران  کوچند ه ء انسوی  دیورند )   و بسود اين  سر گردانهای افغانستان معاصر  بیدرنگ گامهای ضروری و قانونی ديگری بردارند، فارمهای  دولتی ننگرهار سرده غزنی  هلمند  نیمروز. فراه  و همچنین  زمینهای پهناو وبی حاصل  سلب  مالکیت  کننده  گان  بزرگ  تاریخ   را  به این کوچنده گان بی زمین  وما لداران وطن  سلب  و توزیع نمایند  ودر عمل فرایند (پروسهء )  گذار  قوم زحمتکش هزا ره و قبايل کوچندهء پشتون ودیگر بادیه نشینان را به مرحله رشد مستقل ملی و تکميل فرایند ( عملیه )  اتحاد  ملی  و وحدت  مردم ا فغانستان آهنگ شتابنده بخشند.

برای انجام اين رسالت  عظيم تاريخی، فر مانهای خصومت برانگیز  اميران دوران سلطه ء مستقيم استعمار  و استبداد استعماری  را  بيدرنگ لغو و منسوخ نمايند.  

– به  کوچند ه گان  داخل  افغانستان مستقل  آب  زمین و ” شناسنامهء شهروندی”   توزيع کنند  تادیگر  انرژی بی پایان فرزندان  کوچنده گان افغانستان نوین  هر صبح وشام  درکوبیدن میخهای خیمه  های سیاه ،   بیهوده ضایع   نشود  و   دهقا نان   غرجستان  بدخشان  پنجشیر غوربند  غور کاپیسا و ننگرهار نیز  از گزند وتهاجم  میراثخواران  و  میراثهای نفاق افگنانه استعمار بریتانیا  وامیران مزدور دیروز و از شر خاشخا شسالاران امروزین و شرکای انگلیسی  آنان   یکبار وجاودانه  نجات  ورهایی یابند.

    تا هنگامیکه مسأله  خط جنجال  بر اتگیز دیورند  با پا کستان  حل   و  کوچنده گان افغانستان با  اقدامات مشخص  قانونی ودمو کراتیک از زنجیر مناسبات پوسیدهء قبیله سالاری  آزاد نشوند ، هیچ حکومتی به شمول سپاه  انگلیس امریکا وناتو وبه اصطلاح “جامعهء جهانی ” وهزاران   نهاد  انجویی   سمارق گونه  وزندانهای خودسرانه آشکاروپنهان ابرقدرتها ، از کشت  قاچاق و انتقال  مواد مخدر ،قاچاق جنگ افزارها  ، قاچاق کا لاهای بی محصول   قاچاق اسعار و صدور ترورزم بین المللی درین کشور بی سقف ودر،    جلو گیری نخواهد توانست  . ومردم  رنجکشیده ء معلول  بیمار بیکار آواره بیسواد  وبویژه  کوچنده گان  سرگردان  افغانستان  به شعارهای خوشایند  صدها حزب دارای پیشوند وپسوند ملی و  ” وحدت ملی ”  تک قومی   وغرور  خشک وخالی  “افتخارا ت  ملی ”   باور واعتماد  نخواهند کرد .  

  به امید حل  اساسی  مسأله  کوچنده گان  دوسوی  دیورند   و  غلبهء   اندیشه  های  آزادی دمو کراسی  ترقی  صلح  وبرابری حقوقی  تمامی گروههای قومی  ومذهبی  وتساوی حقوقی زنان بامردان  در افغانستان واحد تجزیه ناپذیر  مستقل ،متحد  دموکراتيک ،نوین و خانه   بزرگ    خورشید  ما،  ا ینک  سروده ء   ” خروش خاور ”   را که  21 سال پیش  درکابل  آتشدل  سروده  ودریک  شب شعر بین المللی  درمیدان دانشگاه  هامبورگ  خوانده بودم، به امید حل  وفصل  عادلانه  مسألهء کوچنده گان  و تأمین   همبسته گی ودوستی  بی زوال زحمتکشان افغانستان به  نشر میسپارم. 

                                   باعرض حرمت

    خروش خاور

   دوستان  صلح  دنیا

 دوستان مردم  آزادهء ما 

 بشنوید  آواز قلب  داغدار  آسیارا

 از زبان  شاعر شوریده ء آن

        *       *         * 

میهن او انقلابی   وجوان  است

آتشین است   وکلید  رازهای  این جهان است

در دل  این  آب  وخاک پرتب وتاب

ذره های  عشق سوزانش نهان است .

     *         *          * 

در رگ هر ذره ء این عشق سوزان  

خون انسان   ،

خون  آزادی  انسان ،

گوهر مردی وشور زنده گانی

درغریو  جاودان  است

    *           *          *

او ازین  دریای خون و آتش وپولاد  وپیکار

ازدل بیدار  شرق و آسیای  لاله گونش

ازفراز بام  دنیا  ، 

میسراید  نغمه  های دوستی را ،

با قلمدستان با وجدان دنیا ،

باقشون  وجبهه   فرهنگ فردا ،

بادل ودلبند خاور

با فلسطین دلاور

با سپاه  توده  ء دربند  ایران

  *        *         *

او ازین کانون  رزم  و جبهه ء  گرم 

میسراید   نغمه  ء همبسته گی را

با سیاها ن  ستمکش ،

باسپید  وسرخ وزرد  انقلابی ،

با شیلی  و خنجر  خونین  امریکای لاتین ،

باهمان  مردم  که درد وداغ دیرین  ، 

دردل ودر سینه دارند .

   *         *          * 

او ازین  بام جهان  واز فراز  صخره  های “آسمایی “

میکشد  بانگ   رسای   زنده گی را  ،

تاخروش  ” خانه ء خورشید  ”  خاور

جاودان و دلنشین وپرطنین   و تازه باشد

اکادمیسین دستگیر پنجشيری

ايالت واشنگتن -امریکا

26   جولای   2007   م

آریایی.

تاریخ نشر مطلب: سه شنبه 8اسد 1387 خورشيدی برابر با 29 جولای 2008 ميلادی/ آلمان


Responses

  1. what u are thinking aboud this pege

  2. khoda lanat konad nasl koche ra


Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Categories

%d bloggers like this: