Posted by: javed | August 11, 2008

هزاره ، بغض در گلون تاریخ

م. لومانی

هزاره ، بغض در گلون تاریخ

هزاره ،ای بغض نشسته برگلون تاریخ معاصر کشور من

ای فریاد شکسته در خود و ای فریاد بی صدا ، در تداوم تاریخ کشور من و سرزمین من

ای پیکره میخکوب بر صلیب ایستاده بر چهار سو،جاده استبداد و شقاوت

هزاره ای اسطوره صبر ،ای نماد مقاومت ،ای نسل زحمت و صداقت ،ای اعتماد کامل و ای روح امانت داری و،،،،و

هزاره ، ای زخم خونین استبداد در وجود ادمیت  ،در روح انسانیت و در قلب انسان های با شرف و با وجدان و ازاد اندیش

چگونه میتوان انسان بود و همچون انسان اندیشید و درد مظلومیت تاریخی ترا احساس ولمس ننمود ،  چگونه میتوان انسان بودو در جرگه انسانیت گام بر داشت و قربانی شدن فرزندان ترا در مسلخ گاه استبداد و جهالت نادیده گرفت.

شعار دفاع از مظلومیت مردم هزاره ، یک طرح ننگین فاشیستی نبوده ، همچنان که در فردای دیروز وامروز خیلی ها نا جوان مردانه به ان مشغول اند بلکه ، شعار دفاع از مظلومیت تلخ تاریخیست ،  شعار دفاع از درد طولانی کتله بزرگی از انسانهاست ، شعار فراخوانی انسانیت در خنثی سازی طرح های خانمان سوز قبایل استبداد و جهالت برای نابو دی و اضمحلال ملیت هزاره است.

درر تاریخ سر زمین افغانستان کدام وجدان بیدار میتواند مظلو میت تلخ ، وحشتناک و بی پایان ملیت هزاره را انکار بنماید.

ورق ورق تاریخ این سرزمین ، از اغاز موجودیت افغانستان تا هم اکنون با لخته های خون فرزندان ملیت هزاره رنگین است،  به کدامین جرم  و این است که دفاع از هزاره ، دفاع ازعدالت است و برابری ، دفاع از حریم ازادی است و مساوات.

در کشور افغانستان توهین ، تحقیر و سلاخی نمودن ملیت هزاره تبدیل به یک اصل و فرهنگ گردیده است. به هر اندازه که حاکمیت ها در این سر زمین وحشی ، مستبد و قرون و سطائی بوده اند. به همان اندازه شدت عمل استبداد برگرده ملیت هزاره سنگین وسنگین تر بوده است و در یک چنین فرهنگ عمومی مسئولیت روشنفکران ملیت هزاره بینهایت سنگین و حیاتی میباشد و همچنان در سایه چنین فرهنگ ویران کننده است که روشنفکران سایر ملیت ها از مقابل قتلگاه مردم هزاره به راحتی گذشته وچشم پوشی مینمایند، گو ئی هزاره ها جز ئی از پیکره انسانی این سرزمین نمیباشند.

اری با موجودیت جنین فرهنگ کاذب جرئت میخواهد و شهامت تا در کنار مظلومیت مردم هزاره قرار گرفت و از ان دفاع نمود. درهم شکستن لایه های خرافات و باور های پوسیده قرون وسطائی کار ساده و اسان نبوده بلکه روح و اندیشه بزرگ خدا گونه میخواهد. اما انچه که ما را به اینده امید وار میسازد، سیر بالنده گی تاریخ است و من مطمئنم که در اینده های نه چندان دور، ملیت هزاره قدرت مند ، سرنو شت ساز و بطور شایسته در تکامل تاریخ این سر زمین قد راست خواهد نمود. شدت عمل این موضوع بستگی به هوشیاری و بیداری نسل نوین هزاره ارتباط پیدا مینماید.

ملیت هزاره در صورت هوشمند بودن رهبران سیاسی ان میتوانند موقعیت تعیین کننده را در معادلات سیاسی این کشور داشته باشند.  ما از لحاظ فرهنگی پیوندهای عمیق و بنیادی با ملیت تاجیک را دارا میباشیم و از لحاظ تباری با برادران ترک تبار مان و این موضوع میتواند برای دور نمای سیاسی و اجتماعی کشور و مملکت ما موضوع کلیدی وحیاتی داشته باشد که روشنفکران ملیت هزاره از کنار ان به ساده گی نباید عبور نمایند.

 

تاریخ نشر مطلب: يکشنبه 20 اسد 1387 خورشيدی برابر با 10 اگست2008 ميلادی/ آلمان

 

گرفته شده ازسایت کاتب پدرتاریخ معاصر افغانستان


Leave a Reply

Please log in using one of these methods to post your comment:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Categories

%d bloggers like this: